ورق پاره های سرگردان

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ؛ شدم آن عاشق دیوانه که بودم

می توان رشته این چنگ گسست.

میتوان کاسه آن تار شکست.

می توان فرمان داد:

-"های!

ای طبل گران، زین پس خاموش بمان!"

به چکاوک اما

نتوان گفت: مخوان!         ف. مشیری

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط کاپیتان نظرات () |