ورق پاره های سرگردان

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ؛ شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

 

در مجلۀ جامعۀ پزشکی تهران به شماره­های 89 و 90 سال هشتم- تابستان و پائیز 1389، مقالۀ بسیار خواندنی و جالبی رو خوندم به اسم "رحم اجاره­ای، هشت میلیون تومان" که در ادامه عین مقاله رو میتونین مطالعه کنین. امیدوارم این مطلب به اطلاعاتتون در این زمینه اضافه­تر بکنه.

 

 

رحم اجاره­ای

اجارۀ رحم یکی از روش­های درمان ناباروری است که طی سالیان اخیر در ایران گسترش پیدا کرده است. اجارۀ رحم، انتقال یک یا تعداد بیشتری از جنین­های حاصل از لقاح تخمک و اسپرم زوج نابارور به رحم یک زن دیگر است. در این حالت فرد اجاره دهندۀ رحم، تنها یک میزبان برای جنین بوده و از نظر ژنتیکی هیچگونه مشارکتی با جنین حاصله ندارد. زوجهایی که دست به این کار می­زنند، همسرانشان بدون رحم هستند یا بدلایلی رحمشان با جراحی برداشته شده و یا اینکه به دلیل بیماری­های مختلف مثل دیابت، بیماری قلبی، فشار خون یا بیماری­های بدخیم قادر به حمل جنین نیستند. در واقع در اجارۀ رحم ، اسپرم پدر با تخمک مادر در محیط آزمایشگاهی لقاح داده می­شود و جنین حاصله در رحم زن دیگری که قابلیت بچه­دار شدن را داشته باشد جایگزین می­شود و نوزاد متولد شده خصوصیات ژنتیکی پدر و مادر خود را به ارث می­برد. البته به گفته پزشکان، اگرچه فرد حامل جنین از لحاظ چهره و به لحاظ فیزیکی و ژنتیکی تأثیری بر روی جنین نمی­گذارد، از لحاظ روحی و روانی تا حدی می­تواند بر جنین تآثیرگذار باشد. زوجهایی که خواهان اهداء جنین هستند، از لحاظ پزشکی باید نسبت به وضعیت بیماری­های عفونی نظیر مثبت بودن HIV ، بیماریهای ویروسی، ژنتیکی و سلامتی جسمانی مورد بررسی قرار گیرند و در صورت عدم مشکل در این زمینه­ها از جنین­های آنان استفاده شود. در مراکز ناباروری، مسئولین و پزشکان معمولاً درباره روش درمان ناباروری با شیوۀ "رحم اجاره­ای" حرف می­زنند ولی از زنان اجاره­دهندۀ رحم و نیز مسائل و مشکلات آنان سخنی به میان نمی­آید. می­گویند اجارۀ رحم یکی از بهترین شیوه­های درمان ناباروری است و خانواده­های بسیاری را صاحب بچه کرده است و استقبال از آن زیاد است. همچنین ادعا می­شود تبعات پزشکی این شیوه در زنان اجاره دهنده بررسی و مشکل خاصی ملاحظه نشده است. علاوه بر آن این زنان تحت مراقبت و مسئولیت این مراکز هستند.

برای اطلاعات بیشتر، ادامه مطلب را مطالعه بفرمائید!


مشکلات اجاره دهندگان رحم

اکرم : چاره­ای جز اجاره دادن رحمم ندارم!

در یکی از این مراکز، زنی از مدتی پیش روی نیمکت کنار در نشسته، زنی سی و چند ساله، با اندامی لاغر و تقریباً نحیف، بزک کرده با صورتی رنگ باخته و ماتیک قرمز. چادر مشکی به سر دارد. بلند قد است و پیراهنش شبیه کیسه است. دو ردیف چین در جلو با یقه­ای پهن و دامنی سجافدار و گشاد، با مغزی­های افقی به رنگ عنابی، چادرش را که باز و بسته می­کند به پیراهنش کمربند دارد، که البته از ریخت می­اندازدش. این پیراهن در واقع به او جلوه­ای ابدی بخشیده است. مردی با کفش­های خاک گرفته مدام می­آید بالای سر زن و بر می­گردد. لابد شوهرش است. رحم این زن قرار است اجاره داده شود. به رحم این زن ۲۰ روز دیگر جنینی اهدا می­شود. اکرم در یکی از شهرک­های اطراف کرج زندگی می­کند. ۳۵ یا ۳۶ ساله است. صاحب سه فرزند است. وقتی به خانه­اش وارد می­شوم دختر ۷ ساله­اش وسط اتاق در حال نماز خواندن است. ازش می­پرسم برای چه نماز می­خواندی؟ می­گوید: دعا می­کنم که خدا پول بده.

اکرم حال خوشی ندارد. رنگ پریده­تر و آشفته­تر از زمانی است که او را در مرکز درمان ناباروری دیدم . جویای حالش می­شوم.  می­گوید: نمی­دانم چه کنم؛ نگرانم، نگران زندگیم. تا کی می­توانیم ادامه دهیم!

شوهرش دیابت دارد صورتش باد کرده است. شغلش آزاد است؛ رنگ­کار چوب. با ۲۵ سال سابقه کار بیمه نیست. بیش از دو سال است که از کار افتاده و هزینۀ درمان و زندگی­اش را برادر و دوستانش تأمین می­کنند. این خانواده در یک خانه ۶۵ متری با سه میلیون پول پیش و ماهی ۶۰ هزار تومان اجاره در شهریار کرج زندگی می­کند و کلیۀ هزینه­های زندگی به جهت از کار افتادگی و بیماری مرد توسط خانواده و دوستان تأمین می­شود. می­گوید: چاره­ای جز اجاره دادن رحمم ندارم. زندگیم در دو سال اخیر به نابودی کشیده شده. یک آب خوش از گلویم پایین نرفته. دختر بزرگم باید شوهر کند و دانشگاه برود، پسرم خرج دارد، این دختر کوچک هم که کلاس اول است. نمی­شود بدون پول زندگی کرد. شوهرم سالها کار کرده و این اوضاع و احوال ماست حالا من کاری از دستم بر می­آید که برای زندگی­ام انجام دهم.

می پرسم: مگر شوهرت در طی ۲۵ سال ، قسمتی از بدنش را برای تأمین هزینه­های خانواده اجاره داده که تو می­خواهی این کار را انجام دهی؟

می­گوید: کاری از من ساخته نیست تنها می­توانم بچه درست کنم. اکرم تمام مدت که در خانه­اش نشسته، نگران و ماتم زده است. دست­هایش را می­فشرد و سپس دستش را روی فرش می­کشد و آشغال­های فر ش را می­گیرد. می­گوید: مادر شوهرم یک ماهه اینجاست. نباید بفهمد. لطفاً بلند صحبت نکنید! به خاطر دخترهایم این کار را می­کنم.

می­پرسم: نه ماه بچه را حمل می­کنی و بعد میدهی به دیگران؟ با تشویش میگوید: اصلاً مهم نیست، به پولش احتیاج داریم. من فقط به دنیا می­آورمش. شوهرش 43 سال دارد و نمی­تواند زیاد حرف بزند و بنشیند. می­گوید: ۹ ماه بچه در شکم زن من است. ما با او اُنس می­گیریم و بعد ولش می­کنیم بِره. او بهر حال بچه منه و ما فکر می­کنیم بچه­مون مُرده. اگر این فکر را نکنم باید برم دنبالش. این پول ما را به عرش نمی­رساند. یک نمره از زیر صفر می­کشد بالا.

می­پرسم آیا همسایه­ها، فامیل و یا بچه­هایتان از جریان مطلع هستند؟

می­گوید: هیچکس چیزی نمی­داند. بچه که به دنیا آمد می­گوییم، مُرده. این رازی است بین من و زنم. تنها رازی که در زندگی ما وجود دارد و اگر فاش شود تمام هستی­ام را از دست می­دهم. این کار خلاف شرع و قانون نیست، اما خانواده­ام آن را کمتر از خلاف شرع نمی­دانند!

اکرم بابت اجاره رحمش پنج میلیون تومان دریافت می­کند و کلیّه هزینه­های زندگی­اش از جمله خوراک، اجاره خانه به مدت ۹ ماه، مراجعه به پزشک و سایر هزینه­ها توسط خانوادۀ درخواست کنندۀ رحم تأمین می­شود.

این در حالی است که سکینه، زنی که نقش واسطه را بین اجاره کننده و اجاره دهندۀ رحم بازی می­کند، گفت که برای اجارۀ رحم اکرم هشت و نیم میلیون تومان توافق شده است.

سید اشرف: وضعیت کاری شوهرم خراب است!

سید اشرف قرار است ۱۸ روز دیگر جنین زن و مرد دیگری را در خود بپروراند. او ظاهری پریده و زردرنگ دارد، ولی سرشار از زندگی است. اهل بناب آذربایجان است. او را در خانه­ای تقریباً بدون اثاث و لوازم اولیه زندگی، حوالی میدان آذری تهران می­یابم. سید اشرف ۲۹ یا ۳۰ سال دارد و از ۱۳ سال ازدواج ۳ تا پسر دارد. شوهرش گچ کار است، اما در دو ساله اخیر بیکار بوده است و در حال حاضر با ماشین دوستش مسافرکشی می­کند. سیداشرف شوهر و زندگی­اش را دوست دارد. خانه ۴۰ متری بی اثاث و اسباب و شوهر بیکار و یخچال خالی و فریادهای صاحبخانه و در کوبیدن طلبکارها سیداشرف را به این فکر انداخته که می­تواند به خانواده­اش کمک کند.

سید اشرف می­گوید: اجارۀ رحم یک کار نه ماهه است که می­تواند ما را از این وضعیت درآورد. شوهرم مردی کاری است اما وضعیت کار و در آمد خراب است. ۱۷ سال سابقۀ کار دارد، ولی ما هیچکدام بیمه نیستیم و جز همین چیزها که می­بینی و سه تا پسر خوشتیپ و خودم و شوهرم، چیز دیگری نداریم (میخندد). می­گوید: عاشق بچه­دار شدن بودم از کودکی؛ شاید از پنج سالگی. عاشق شوهرم شدم و ازدواج کردیم و بچه بخشی از روح من است. من قرار بوده اینها را به دنیا بیاورم. این بچه، بچۀ من نیست. گرچه بهش عادت می­کنم اما با نداشتنش کنار می­آیم. ۹ ماه مال من است؛ بعد که رفت، مُرد، تمام شد.

سید اشرف با شادی و درد آمیخته بهم می­گوید: اگر دختر باشد فرق می­کند؛ چون اگر خودم مشکل مالی نداشتم یه دختر می­آوردم! بابت این اجاره سید اشرف، ماهی ۷۰۰ هزار تومان می­گیرد.

کنار بخاری کمرش را گرم می­کند و می­گوید: کاری غیر از این از دستم بر نمی­آید. بچه­ات وقتی هِی می­گوید اینو میخوام، اونو میخوام و نمی­توانی برایش تهیه کنی، سخت است. این کاری است که می­توانم تو خونه و کنار بچه­هام انجام بدم.

سکینه، واسطه و دلال اجاره رحم

سکینه، زن ۳۵ ساله­ای است که از ۱۸ سالگی کار می­کند. قبلن آرایشگاه زیبایی داشته، مدتی فیلمبردار مجالس عروسی بوده و چند سالی می­شود که در زمینۀ رحم اجاره­ای کار می­کند. دو بار ازدواج کرده است. به گفته خودش بیش از یک میلیون در ماه درآمد دارد و مدام از خدمت کردن و لذّت خدمت حرف می­زند. زن زیبا و شیک­پوشی است. عاشق زندگی، خانواده و کارش است و تمام توانش را برای موفقیت در کار و زندگیش صرف می­کند. او نقش واسطه­ای بین خانوادۀ اجاره دهندۀ رحم و والدین (متقاضی) رحم اجاره­ای را بازی می­کند. واسطۀ بین بیمارستان، پزشکان، داروخانه و دو خانواده نیز خود اوست. کلیۀ هزینه­ها و پرداخت­ها با واسطۀ این زن انجام می­شود. رحم اجاره­ای توسط وی در تهران و کل شهرستان­های ایران و حتی آنطور که خودش می­گوید در کشورهای عراق، ترکیه، دوبی، تاجیکستان و برخی دیگر از کشورهای عربی در جریان است. تنها سکینه است که دو سر این معامله (رحم اجاره­ای) را می­شناسد. او در ایران و کشورهای نام برده شده در رفت و آمد است و از هر دو طرف معامله اختیار تام دارد. کلیه پرداخت­های مالی به حساب این فرد واریز می­شود. او حتی هزینۀ تلفن و تاکسی سرویس خود و وقتی را که صرف مراجعه و خدمت­رسانی به دو طرف معامله را می­کند، از خانوادۀ خریدار (رحم اجاره­ای) و بیمارستان طرف قرار داد می­گیرد.

کلیه هزینه­های رفت و آمد، معاینات پزشکی، بردن دارو و مایحتاج به خانوادۀ اجاره دهنده در طی ۹ ماه بارداری و ارتباط با اجاره گیرنده­ها، هزینه­هایی است که به این زن پرداخت می­شود.

می­گوید: تا امروز مشکلات زیادی در این رابطه داشته است. در مواردی زنی که رحمش را اجاره داده پس از به دنیا آمدن کودک به او وابسته شده و خود را مادر بچه می­داند و حاضر به ترک بچه نیست. در مواردی پدر و مادر بچه در مدتی بعد از انتقال جنین با هم اختلاف پیدا کرده و گاه کار به طلاق می­انجامد و بچه را نمی­خواهند، در این مرحله تکلیف زن اجاره دهنده و بچه نامشخص است. در مواردی ممکن است زایمان صورت گرفته، اما کودک دچار نقص ژنتیکی شود و پدر و مادر (صاحبان جنین) بگویند که بچه را نمی­خواهند و حاضر به تحویل گرفتن بچه نباشند. موارد بسیاری از این قبیل موجب شد تا ما مراحل را تا حد توان قانونی کنیم.

سکینه می­گوید: تمام کارها وارتباطات توسط من انجام می­شود. منظورم تنها مراحل پزشکی و مراقبت­ها نیست. باید قراردادی بین والدین و زن اجاره دهنده رحم امضا شود.

"البته توافقات طرفین، جداگانه و با واسطه من صورت می­گیرد. ۵۰۰ هزار تومان، روز قرار داد باید پرداخت شود. علاوه بر آن باید مبلغی به عنوان کمک خرجی به زن و خانواده اش پرداخت شود تا روز زایمان."

او ادامه می­دهد: زن اجاره دهنده، باید در استراحت مطلق باشد و نیاز به پرستار دارد. باید هزینۀ پرستار روزانه داده شود. باید به پزشک برای معاینه رجوع کند، که هزینه­های پزشکی هم به عهدۀ والدین است. پس از به دنیا آمدن بچه بقیه پول گرفته می­شود.

به گفتۀ سکینه، زن اجاره دهندۀ رحم به خاطر وضعیت اقتصادی این کار را می­کند و باید در نظر داشت که این زن در تمام دوران حاملگی، همخوابگی با شوهرش ندارد. او در تمام مدت زایمان با فامیل و آشنایان قطع رابطه کرده و بعد از زایمان به علت نبود بچه، در میان همسایه­ها و کسبه دچار مشکل می­شود.

اینکه در رحم زنی بچۀ یک زوج دیگر رشد کند، در فرهنگ ایرانی، ناشناخته و حتی تابوست. شوهر اکثریت این زنها با وجود رضایت کتبی و توافقی که با همسرش داشته، زن را در دوران بارداری آزار داده و زن با زخم زبان مواجه است، زیرا برای برخی از این مردان پذیرش این نکته که زنشان بچۀ مرد دیگری را در رحم دارد، دشوار است. قبل از هر انتقال جنین خانواده زن اجاره دهنده بررسی شده و با بچه های زن نیز گفتگوهایی انجام می­شود. اکثریت این زنان در طی دوران بارداری به بچه وابسته شده و عشق می­ورزند. اما مسئله مهم برای خانوادۀ اجاره دهنده، مشکلات اقتصادی شدید است که به این شکل فراغتی حاصل شده و وضعیت خانواده بهتر می­شود.

سکینه مرا به داروخانه­ای می­برد که طرف قرار داد با وی است و از این داروخانه کلیه داروهای مورد نیازش را می­گیرد.

سکینه با اشاره به داروهایی که برای آماده­سازی رحم به منظور پذیرش جنین به زن تزریق می­شود، معتقد است که درباره عوارض این داروها سخن چندانی به میان نمی­آید تا مبادا زنان اجاره دهندۀ رحم نگران شوند. او ادامه می­دهد: داروهای رحم اجاره­ای تحت بیمه نیست زیرا درمان شخصی محسوب می­شود. می­گوید: از عراق، روسیه و سنگاپور مشتریان خوبی دارم. موردی بود که بیش از ۱۵ میلیون تومان برای خانواده­ای در بغداد هزینه برداشت. عرب­ها دوست دارند بچه­شان در رحم زن ایرانی باشد. در حال حاضر ۲۰ رحم اجاره­ای دارم. می­گوید: صیغه­ای برای اسپرم و تخمک خوانده می­شود.

نوشته شده در پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط کاپیتان نظرات () |