5 حسرت بزرگ آدمی

یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است. ظاهرا در میان این نظرخواهی، دیگر از چیزهایی مانند داشتن ویلا و مسافرت زیاد و سکسِ بیشتر و یا ثروت خبری نیست :

نخستین حسرت : کاش جسارتش را داشتم اونجور زندگی میکردم که میخواستم، نه اونجوری که دیگران ازم توقع داشتند.
حسرت دوم : کاش این قدر سخت کار نمیکردم .
حسرت سوم : کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگویم .
حسرت چهارم : کاش رابطه­هایم با دوستانم را حفظ می­کردم .
حسرت پنجم : کاش شادتر می­بودم.                (ایمیل دریافتی)

پی نوشت: البته شما مورد دوم را زیاد جدی نگیرید؛ اصولا ایرانیان حسرت اینجور موارد را نمیخورند. بقول پدر، روزهای کاری هفته در ایران مثل دنده اتوبوس میمونه، تا میخوای بیای بدی دنده دو و سه که ماشینت یه کم سرعت بگیره و را بیفته، میخوره به ایستگاه تعطیلی و باید بازم دستی رو بکشی!!!

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
سعید آهنی

سلام داداش چطوری؟با مورد چهارم موافقم.این روزا که همه از هم فاصله میگیرن و درگیر مسائل روزمرگی زندگی میشن تنها وقتی بعضیشبها به یاد دوران گذشته و دوستی ها میفتم افسوس اون روزارو میخورم و دوست داشتم که همون جوونای ساده و بیخیال میموندیم و رنگ روزگار رو نمیگرفتیم.

وحید

چه جالب! چقدر حسرتهای آدمها کوچکند! اونوقت ایشون خانم پرستار هستند اون بالا وایستادند؟ ولی بیشتر شبیه دکتره ها!

مریم مجیدی

من که کلا حسرت خورم ملسه ولی حسرت اولی دومی و پنجمی رو که خیلی به هم مربوطن رو همیشه میخورم